خلوتی با سعدی
شمارهٔ ۴
ملحقات و مفردات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قیامتست سفر کردن از دیار حبیبمرا همیشه قضا را قیامتست نصیب
۲
به ناز خفته چه داند که دردمند فراقبه شب چه میگذراند علیالخصوص غریب؟
۳
به قهر میروم و نیست آن مجال که بازبه شهر دوست قدم در نهم ز دست رقیب
۴
پدر به صبر نمودن مبالغت میکردکه ای پسر بس از این روزگار بیترتیب
صفحهٔ ۱ از ۳