شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو بو دهد صبحم به دست باد صبابه گردن نفس افتاده می روم از جا
۲
قسم به قبضهٔ قدرت که بر سر مردانشکوه سایهٔ شمشیر به ز بال هما
۳
ز خاک تربت من بوی عشق می آیدبرند خاک مزار مرا عبیرآسا
۴
بیا به کنج خرابات و فارغ از همه شوخوشا عبادت مخفی که نیست بوی ریا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth