شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

شمارهٔ ۲۱

ملحقات و مفردات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا بیا که ز عشقت چنان پریشانمکه می‌رود ز غمت بر زبان پریشانم
۲
تو فارغ از من و من در غم تو (سرگردان)بیا ببین که ز غم بر چه سان پریشانم
۳
نه روی با تو نشستن نه رای (دل کندن)من شکسته دل اندر میان پریشانم
۴
نمی‌توان که به دست آورم کلاله توچو سنبل تو شب و روز از آن پریشانم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth