خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون تیر پیچ و تاب ندارد کمان ماپاک است از ریا و حسد خاندان ما
۲
غیر از هدف شدن نزند فال دیگریگر مهره های قرعه شود استخوان ما
۳
در خاطرش سخن سر مویی اثر نکردهر چند مو کشید زبان در دهان ما
۴
جایی که غیر عجز دگر هیچ نیست کمجز بار نیستی چه برد کاروان ما
صفحهٔ ۱ از ۳