خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آه گرمی که به یاد تو ز دل ها برخاستمرده ای بود ز اعجاز مسیحا برخاست
۲
نرگس از مستی چشم تو چنین شد بیمارسرو آزاد به تعظیم تو از جا برخاست
۳
هر کجا بزم طرب ساز تو شد از راه ادبزود بنشست ز پا ساغر و مینا برخاست
۴
به هوای گل رخسار تو از پردهٔ غیبغنچه بیرون شد و نرگس به تماشا برخاست
صفحهٔ ۱ از ۲