خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر زمان بر سر پرشور هوای دگر استهر نفس از دل غمدیده نوای دگر است
۲
گاه پیچد به خم زلف و گهی بر کاکلآه دلسوز مرا مد رسای دگر است
۳
بیشه ای را که منم شیر نیستانش راهر دم از نالهٔ من برگ و نوای دگر است
۴
ای خوشا عالم معنی که به هر چشم زدنبهر دل بردن ما ماه لقای دگر است
صفحهٔ ۱ از ۲