خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل ناخدای بحر تماشای دیگر استاین گوهر یگانه ز دریای دیگر است
۲
داغ تو کی به هر دل و هر سینه جا کنداین لاله زیب و زینت صحرای دیگر است
۳
ز آب عنب کس این همه مستی نمی کندکیفیت من از می و مینای دیگر است
۴
زاهد از این عبادت ظاهر چه فایدهتن در میان مسجد و دل جای دیگر است
صفحهٔ ۱ از ۲