شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۱۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خم گر ز باده جرعه فشانی کند رواستاین پیر سالخورده جوانی کند رواست
۲
دارد بتی چو شیشهٔ می در بغل کسیگر سجده ها به خویش نهانی کند رواست
۳
این ساحری که مردم چشم تو می کنداز بحر و بر خراج ستانی کند رواست
۴
زخم خدنگ چشم سیاهی است در دلمچشمم به گریه سرمه فشانی کند رواست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth