شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۱۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشمش همین نه دین و دل از ما گرفته استجز خویش هر چه دیده در این جا گرفته است
۲
دیگر کشد سر از بغل حکم آسماندیوانه ای که دامن صحرا گرفته است
۳
اکثر ز سیر خویشتنش روی داده استفیضی که چشم ما ز تماشا گرفته است
۴
زاهد اگرچه ترک سرانجام کرده استآوازه اش ولی همه دنیا گرفته است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth