خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۱۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از ره عیش و نشاط، ای چرخ گردیدن نداشتدر زمان ما بساط خویش برچیدن نداشت
۲
دوش بر شوخی نگاه حیرتم افتاده استکز نزاکت جسم او را همچو جان دیدن نداشت
۳
در چمن جز ریختن خون صراحی را به جامدست بی زنهار او پروای گل چیدن نداشت
۴
آفتاب از ابر گرمی بیشتر بخشد به خلقروی خود را در نقاب زلف پیچیدن نداشت
صفحهٔ ۱ از ۳