شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۱۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگذار در حریم خرابات، پای بحث[جایی] که جام باده بود نیست جای بحث
۲
بیگانه گشته ایم ز معنی به چشم خلقهرگز نکرده ایم زبان آشنای بحث
۳
واعظ به زور شانه محاسن دراز کردافکنده است تا سر زانو ردای بحث
۴
سررشتهٔ سلوک به دست آر تا به جهدبا سوزن جواب بدوزی قبای بحث
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth