خلوتی با پروین اعتصامی
قصیدهٔ شمارهٔ ۹
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گویند عارفان هنر و علم کیمیاستوان مس که گشت همسر این کیمیا طلاست
۲
فرخنده طائری که بدین بال و پر پردهمدوش مرغ دولت و همعرصهٔ هماست
۳
وقت گذشته را نتوانی خرید بازمفروش خیره، کاین گهر پاک بی بهاست
۴
گر زندهای و مرده نهای، کار جان گزینتن پروری چه سود، چو جان تو ناشتاست
صفحهٔ ۱ از ۱۲