شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۲۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مکن باور که نفس از جا ز سستی برنمی‌خیزدصدای پای این سرکش ز چستی برنمی‌خیزد
۲
دل اهل فنا جز خویشتن غیری نمی‌داندکه از آیینه نقش خودپرستی برنمی‌خیزد
۳
مدان آشفتگان خاک، لب از خامشی بستندفغان در گنبد گردون ز پستی برنمی‌خیزد
۴
شکست دل برد بر اوج گردون نالهٔ دردتکه این جسم لطیف از تندرستی برنمی‌خیزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth