خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۳۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم او را نگذارید که هشیار شودفتنه را مصلحت آن نیست که بیدار شود
۲
یار گیرم که نمودار شود کو چشمیکه به یک مرتبه شایستهٔ دیدار شود
۳
دل ما رنگ تعلق نپذیرد هرگزکه ز تمثال کی آیینه گرانبار شود؟
۴
صدف حوصلهٔ ما نشود پر هرگزگر همه دیدهٔ ما ابر گهربار شود
صفحهٔ ۱ از ۲