خلوتی با پروین اعتصامی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هفتهها کردیم ماه و سالها کردیم پارنور بودیم و شدیم از کار ناهنجار نار
۲
یافتیم ار یک گهر، همسنگ شد با صد خزفداشتیم ار یک هنر، بودش قرین هفتاد عار
۳
گاه سلخ و غره بشمردیم و گاهی روز و شبکاش میکردیم عمر رفته را روزی شمار
۴
شمع جان پاک را اندر مغاک افروختیمخانه روشن گشت، اما خانهٔ دل ماند تار
صفحهٔ ۱ از ۵