خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۳۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سینهٔ ریش است قانون، بانگ نی معنی است بکرشیشه مصراعی است موزون، جام می معنی است بکر
۲
روی او خورشید و خود گردون بناگوش است صبحقصهٔ عمر است زلفش خط وی معنی است بکر
۳
در سراغ ناقهٔ لیلی به هر صحرا و دشتگفت هر جا دید مجنون نقش پی معنی است بکر
۴
هر که واقف گشته از اسرار او را در نظربرگریزان خزان سرمای دی معنی است بکر
صفحهٔ ۱ از ۲