خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۳۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوابیده مست و بیخود امروز در بر نازصد منت عظیم است امروز بر سر ناز
۲
از مهر، نازبالش در زیر سر نهادهچون گل به زیر پهلو افکنده [بستر] ناز
۳
جسم تو از لطافت با ناز ناز می کردآن دم که آفریدند از ناز پیکر ناز
۴
امروز آن پریرخ بسیار نازنین استتا خود چه لعبت آرد از ناز بر سر ناز
صفحهٔ ۱ از ۱