شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من دیده ام آن را که مکانی نیست مشخصاز بسکه لطیف است از آن نیست مشخص
۲
تحقیق معانی به کتب راست نیایدای بی خبر چند بیان نیست مشخص
۳
بی نام و نشان است و دلیلت نکند سودآن را به یقین دان که گمان نیست مشخص
۴
تشخیص توان کرد از این باعث جان راتن زنده به جان آمد و جان نیست مشخص
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth