شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۴۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کند ز جوهر معنی مرا بیان عارضدهد ز خوبی باطن مرا نشان عارض
۲
دعای قامت او سرو می کند در باغخوشم به گل که خبر می دهد از آن عارض
۳
غبار چهرهٔ جانان نه خط مشکین استکه آه سینهٔ ما کرده جا بر آن عارض
۴
اگر بود قلم قدرتش ز دست افتدمصوری که کشد ناز آن چنان عارض
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth