خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۴۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به جمال تو بود دیدهٔ بینا مشغولبه خیال تو بود خاطر دانا مشغول
۲
بعد از آن روی دل جمع نبیند آن کسکه دمی گشت به آن زلف چلیپا مشغول
۳
یار چون نیست در اندیشه چه مسجد چه کنشتدر طریقت چه به دنیا چه به عقبا مشغول
۴
روز و شب عربده دارند به هم اهل جهانما فقیران ز کناری به تماشا مشغول
صفحهٔ ۱ از ۲