خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۴۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که می گویی خدای خویش را چون دیده امچون تو می گویی بگویم با تو بیچون دیده ام
۲
دست از دامان گلگونش نخواهم داشتننشئه ها از پرتو آن روی گلگون دیده ام
۳
در دل خود کرده ام سیر سواد اعظمیآن سویدا خانه را در بر مجنون دیده ام
۴
خوانده ام مضمون دیوان قضا را بارهاهرچه آمد در نظر مصراع موزون دیده ام
صفحهٔ ۱ از ۲