شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۵۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آخرت منظور اگر باشد ز دنیا آمدنکعبه رفتن نیست کمتر از کلیسا آمدن
۲
چهره را افروختن در تلخکامی ناقصی استباده را خامی بود از خم به بالا آمدن
۳
مطلب از ارباب دنیا می شود حاصل تو راسبزه گر آسان بود بیرون ز خارا آمدن
۴
شورش مجنون دو بالا می شود بیرون ز شهریمن ها دیوانه را دارد به صحرا آمدن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth