شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۵۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای کرده وطن تن، به سوی جان سفری کناز جان گذر و جانب جانان نظری کن
۲
بر خنجر و شمشیر زبان های فضولانمانند کر از گوش تغافل، سپری کن
۳
تا منزل مقصود خودی راه درست استبرخیز و به جان منت از این رهگذری کن
۴
دارد خبری گر ز خرابات نگاهیاز بی خبری بی خبران را خبری کن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth