شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۵۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر کس شکست طرهٔ پرپیچ و تاب اوزلفش چو مار گشت و درآمد به خواب او
۲
یک بوسه ای که دل طلبد ز آن دهان تنگصد بحث می کند لب حاضر جواب او
۳
برکند صبر لنگر سنگین خویش رادل برد چون سفینه، خرام جواب او
۴
نگذاشت طاقتی که کشد کس عنان آههمچون هلال جلوهٔ پا در رکاب او
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth