خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خدا را، ای مذکر، رحم فرماز حد بگذشت سرمای تو بر ما
۲
زهر جا، هر که پرسد منزل اوستهمه جا گو، همه جا گو، گو همه جا
۳
شدم مفتون زلفش، تا چه زایداز ان زلف سیه، «اللیل حبلا»
۴
اگر نوشیده ای، خوش باد وقتتمی صافی ز جام حق تعالا
صفحهٔ ۱ از ۳