خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای پرتو جمال ترا بنده آفتابوز پرتو جمال تو فرخنده آفتاب
۲
چون دید از آن جمال که یک لمعه بیش نیستاز شوق نور روی تو زد خنده آفتاب
۳
اندر سماع در همه جا پرتو تو دیداین بد سبب که جست پراکنده آفتاب
۴
تو آب زندگانی و جانها گدای تستاز آفتاب روی تو شد زنده آفتاب
صفحهٔ ۱ از ۲