خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۱۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم از شوق تو خونست و ندانم چونستدر درون شوق وصالت ز بیان بیرونست
۲
دیده گریان و جگر خسته و خاطر غمگینسینه مجروح و دل آشفته و جان محزونست
۳
جمله ذرات سراسیمه و سرگردانندبهوای تو، اگر لیلی، اگر مجنونست
۴
در دلم شوق تو هر روز فزون می گردددل شوریده من بین که چه روز افزونست؟
صفحهٔ ۱ از ۲