خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۱۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
براه پیر مغان رو، که راه سرمستیستخلاف پیر مغان ره مرو، که سرپستیست
۲
مگو حکایت حس را و بگذر از محسوسکسیکه سخره حس مانده است معتزلیست
۳
دلا، تو جام مئی، لیک جام بحر آشامکه جام تو ز شراب خدای لب بلبیست
۴
بنوش باده، که این باده از حجاز آمداگر بکاسه چینی و شیشه حلبیست
صفحهٔ ۱ از ۲