خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۱۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیجمالت بوستان عیش ما را نور نیستبیوصالت خاطر مهجور ما مسرور نیست
۲
دور ماند از دولت جاوید و از بخت بلندهر کرا اندر سر از سودای او صد سوز نیست
۳
زاهدی را کهاعتقادی هست با مردان راهگرچه بس دورست جانش، لیک بس بینور نیست
۴
عارفی کو آشنای دوست باشد لایزالگاه گاهی گردم از دوری زند، هم دور نیست
صفحهٔ ۱ از ۳