خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۱۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دولت دیدار تو دل را غم جان نیستجان را ز غم عشق تو پروای جهان نیست
۲
در کوی تو گم شد پی عشاق به یک بارآن جا که تویی از دو جهان نام و نشان نیست
۳
زهاد، مگویید که ما از همه بهترگر زان که کم آیید کمالی به از آن نیست
۴
صوفی، که کشد باده صافی به صبوحیمستست، ولی در صف ما درد کشان نیست
صفحهٔ ۱ از ۲