خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۲۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز شوری بمحلت زد، ازین کو بگذشتسوک ما سورشد امروز کزین سو بگذشت
۲
برگذشت ازمن بیدل جگرم خون شد و بازقطره ام قطره بچشم آمد و از رو بگذشت
۳
دیر شد منتظران را، که ببینند آن رویدیر دیر آمد و از کوچه ما زو بگذشت
۴
صوفی ما همه شهر بپهلو گردیدمگرش یار گران مایه ز پهلو بگذشت
صفحهٔ ۱ از ۲