شعر را زندگی کن
خلوتی با قاسم انوار

شمارهٔ ۲۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما همه شیداییان بودیم و مستان وداد«زاد فی الطنبور نغما» حسن او چون جلوه داد
۲
گفت دلبر: عاشقا، برگو، چه خواهی من‌یزید؟گفتم: ای جان و جهان، آخر چه گویم من‌یراد؟
۳
باد بوی زلف مشکین تو می‌آرد به منشاد شد جانم ز بوی باد، جانش شاد باد!
۴
گر مرادی بایدت، در نامرادی زن قدمیافتند از نامرادی عاشقان گنج مراد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth