خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۲۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا سودای او دیوانه داردخراب ومست آن جانانه دارد
۲
نمی دانم چه شانست این که دایمسواد زلف او در شانه دارد؟
۳
چنان مستان چشم خویشتن شدکه او از خود بکس پروا ندارد
۴
فدای چشم مست پر خمارمکه در هر گوشه صد می خانه دارد
صفحهٔ ۱ از ۲