خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۲۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا که از جور زمان بر جگرم ریش رسد؟حق بفریاد دل خسته درویش رسد
۲
من ز بیگانه نترسم،که درین راه مراهر بلایی که رسد از قبل خویش رسد
۳
یارب،این عشق بلاییست،ندانم چه بلاست؟هر چه پرهیز کنم تیر بلا پیش رسد
۴
دل،که درحال بلا ثابت و راسخ باشدچونکه معنیش تمام آمد دعویش رسد
صفحهٔ ۱ از ۲