خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۲۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر دلم عید ترا لایق قربان باشداثر بخت نکو،غایت قرب آن باشد
۲
می که از دست تو نوشم همه نوشانوشستکمترین جرعه من قلزم و عمان باشد
۳
گفت:مستی که خرابست بمهمان آریدگفتم:ای جان و جهان،دولت مستان باشد
۴
نفسی محنت مستان چو ببیند،ناچارزود بگریزد،اگر رستم دستان باشد
صفحهٔ ۱ از ۳