خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۳۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر با تو دمی محرم اسرار توان بودبر ملک و ملک فایض انوار توان بود
۲
با ابروی تو محرم محراب توان شدبا چشم خوشت ساکن خمار توان بود
۳
با روی تو برمذهب اسلام توان زیستبا زلف تو در حلقه کفار توان بود
۴
با شحنه عشقت می توحید توان خوردبا محتسب حکم تو هشیار توان بود
صفحهٔ ۱ از ۴