خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۳۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم و چشم رمد دیده و نور خورشیدبتور روشن،بهمه حال، مرا چشم امید
۲
روی زیبای تو فرخنده و رخشان دیدمبی نصیبست ازین عین عیان چشم سفید
۳
سر ما خاک ره درد کشان خواهد بودواعظ، افسانه مفرما، که نمانی جاوید
۴
قدح باده بدست آر،اگر دست دهدخوشتر از تخت فریدون و زتاج جمشید
صفحهٔ ۱ از ۲