خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۳۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سینه مجروحست و عقل آشفته، خاطر بی قراردیده گریانست و جان مشتاق و دل امیدوار
۲
عشق خونریزست و من حیران و صبرم منهزمتیر مژگان تیز و چشمش مست و زلفش تابدار
۳
آه دردآلود دارم، چون ننالم؟ آه! آه!جان غم فرسود دارم، چون نگریم زار زار؟
۴
گفت: خاک راه من شو، پای بر چشمت نهمخاک شد چشم رهی در شاهراه انتظار
صفحهٔ ۱ از ۲