خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۴۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خواجه مستست، ببین در سر و در دستارشلطف فرما و زمانی ز کرم باز آرش
۲
بر سر کوی تو هر کس که رسد مست شودگویی از باده سرشتند در و دیوارش
۳
پیش رویت ز خجالت ننماید خورشیدپرتو روی تو چون می شکند بازارش
۴
ای دل، ای دل، تو بهر کس که رسی در ره عشقچون درو معرفتی نیست، عدم پندارش
صفحهٔ ۱ از ۳