خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۴۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بادهام صافست و مطرب صاف و ساقی صاف صافبا سه صاف این چنین کس در نیاید در مصاف
۲
گفت مشاطه که: زلفش بافتم، حسنش فزودزلف او از پر دلی در تاب شد، گفتا: مباف!
۳
ما ازین غمها نمینالیم، ای جان و جهانغم چو سیل لاابالی، جان ما چون کوه قاف
۴
گر ترا فرصت بود اندر میان عاشقانخویشتن را بازیابی در میان لام و کاف
صفحهٔ ۱ از ۲