شعر را زندگی کن
خلوتی با قاسم انوار

شمارهٔ ۴۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از شبستان ازل، تا بامداد آب و گلبا تو می بودست جانم، بی تو کی بودست دل؟
۲
امر بس ناممکنست از عاشقی کردن حذرعشق سلطانیست، حکمش برد و عالم مشتمل
۳
واعظا، گر نکته ای از عشق میدانی بگویرحم کن بر ما و بگذر زین حکایات ممل
۴
گر ترا عین عیان باشد ببینی آشکارفیض حق را دم بدم، ساعت بساعت متصل
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth