خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۴۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما گنج قدیمیم درین دیر کهن سالما را چه بود گر بشناسی بهمه حال؟
۲
ای خواجه سر سال شد و نوبت مستیستمستان خرابیم، نه امسال چو هر سال
۳
معشوق چو جانست و ندانم که چه جانست؟هر جا که رود میرودش عشق بدنبال
۴
آنجا که سراپرده اجلال تو باشدجانها همه مستند، اگر رستم، اگر زال
صفحهٔ ۱ از ۲