خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۴۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طلبکاری ز حد بگذشت و ما محروم و نامحرمدریغ این جان محروم از جراحتهای بیمرهم!
۲
دلم از غم به جان آمد، ندانم تا چه سان آمد؟مگر از آسمان آمد به بام من نشان غم
۳
چنان در یار حیرانم که کفر اوست ایمانمچو من خود را نمیدانم، چه جای عالم و آدم؟
۴
بیا، ای ساقی جانها، بیار آن باده حمراتویی درمان مخموران، به دست تست جام جم
صفحهٔ ۱ از ۲