خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۴۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دوای درد بیماران، سلام علیکمای شفای راحت هر جان، سلام علیکم
۲
پیش چشم مست مخمور تو سر بنهاده اندجمله مستان جمله هشیاران، سلام علیکم
۳
در ره وصل تو کردم قطع دریاهای ژرفای وصالت بحر بی پایان، سلام علیکم
۴
پیش روی و زلف تو روشن کنم هر ساعتیطور کفر وشیوه ایمان، سلام علیکم
صفحهٔ ۱ از ۲