خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۴۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما در طلب دوست فراوان بدویدیمبسیار دویدیم ولیکن نرسیدیم
۲
تا لمعه رخسار تو بر جان و دل افتاداز دولت دیدار تو بر عرش پریدیم
۳
ما روی تو دیدم درین دیر کهنسالالمنة الله که نمردیم و بدیدیم
۴
در دست غمت بی دل و بیچاره و صبریموز جور غمت جامه بصد پاره دریدیم
صفحهٔ ۱ از ۲