خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۵۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خبری دهید جان را، که ز دوست چیست فرمان؟چه کنم؟ چه چاره سازم؟ چه دوا کنم؟ چه درمان؟
۲
غم عشق سرکش آمد، دل و جان مشوش آمدبه مثال آتش آمد، به میان خرمن جان
۳
تو به شاهد معانی، بنگر، اگر توانیکه هزار غمزه دارد، ز ورای کفر و ایمان
۴
«بک بهجت و سروری »،«بک ظلمتی و نوری »تن من ز بیم لرزان، دلم از امید خندان
صفحهٔ ۱ از ۲