خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۵۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان نکهت مشکین،که همی آید از آن سوتا فانی مطلق نشوی دل نبرد بو
۲
چون مست شدی مسکن جان، لجه دریاستهشیار شدی، جانب بحر آ، ز لب جو
۳
آن ماه جهان از همه رو ظاهر و پیداستچون فاخته تا چند زنی نعره که: کو،کو؟
۴
گر یار ندیدیدی، بطلب در همه جاییتا یار نبینی نشود کار تو نیکو
صفحهٔ ۱ از ۲