خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۵۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای آتش سودای تو در کن فکان انداختهعشقت شراب آتشین در جام جان انداخته
۲
در مسجد ودر خانقه، آورده روی همچو مهوندر میان صوفیان شور و فغان انداخته
۳
گفته ز راز خویشتن با صوفیان خانقهاین خرقه را بدریده و آن طیلسان انداخته
۴
در باغ و بستان آمده، مست و خرامان آمدهخوش غلغلی در بوستان از بلبلان انداخته
صفحهٔ ۱ از ۳