خلوتی با پروین اعتصامی
شمارهٔ ۸۲ - سفر اشک
مثنویات، تمثیلات و مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اشک طرف دیده را گردید و رفتاوفتاد آهسته و غلتید و رفت
۲
بر سپهر تیرهٔ هستی دمیچون ستاره روشنی بخشید و رفت
۳
گرچه دریای وجودش جای بودعاقبت یکقطره خون نوشید و رفت
۴
گشت اندر چشمهٔ خون ناپدیدقیمت هر قطره را سنجید و رفت
صفحهٔ ۱ از ۵