خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۶۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل ز من برداشت یار مهربان، واحسرتیدشمنی کردند با من دوستان، واحسرتی!
۲
عهد من بشکست، جانم سوخت، مهر از من بریدبا من این کرد او بقول دشمنان، واحسرتی!
۳
آستین بر من فشاند آن دلبر پیمان شکنرخت ما را مینهد بر آستان، واحسرتی!
۴
درد آن دارم که: چون دلبر کند از ما کناربا که خواهد کرد دست اندر میان؟، واحسرتی!
صفحهٔ ۱ از ۲